سال 2006 ميلادي نخستين تجربه ايرانيان از عملکرد دولت محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين کشور بود؛ عملکردي که در پايان سال، بازتاب عيني خود را در انتخابات شوراهاي شهر و روستا نشان داد.
البته گروه هاي نخبه جامعه ايران از همان ابتدا نسبت به عملکرد دولت آقاي احمدي نژاد بدبين بودند و انتظار بهبود شرايط خود را تحت مديريت او نداشتند.
از قضا، دولت آقاي احمدي نژاد هم سعي نکرد که پيشداوري نخبگان ايراني نسبت به عملکرد خود را تغيير دهد و در واقع در تمام شئوني که حوزه علاقه و فعاليت نخبگان جامعه است، محدوديت ها را افزايش داد.
مهمترين نهادي که بدون هرگونه ملاحظه به اعمال محدوديت شديد عليه فعاليت هاي فکري، فرهنگي و هنري دست زد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران تحت مديريت حسين صفار هرندي بود.
وزارت ارشاد و تيغ مميزي
آقاي صفار هرندي که در دوران رياست جمهوري محمد خاتمي از مديران روزنامه تندرو کيهان بود و همواره سياست هاي وزارت ارشاد آن دوره را به 'ترويج سکولاريزم' و 'کمک به تهاجم فرهنگي دشمن' متهم مي کرد، در طول سال گذشته ميلادي با تصميم هايش اين باور را در بسياري ناظران انگيخت که وي هدفي جز مسدود کردن اندک روزنه هاي تنفس فکري و فرهنگي به يادگار مانده از وزيران قبلي ندارد.
مميزي اعطاي مجوز براي انتشار کتاب در ايران در سال گذشته ميلادي از سوي وزارت ارشاد با سختگيري بيشتري همراه شد و برخي مراکز انتشاراتي در مراحل گاه بسيار طولاني و پرپيچ و خم مميزي، امکان چاپ آثار نويسندگان را نيافتند و از اين جهت متحمل خساراتي شدند.
برخورد وزارت ارشاد با مطبوعات هم چندان بهتر از برخوردش با انتشار کتاب نبود. مديران وزارت ارشاد در سال ???? ميلادي از طريق هيئت نظارت بر مطبوعات ايران دهها نشريه را توقيف يا لغو مجوز کردند که مهمترين آنها روزنامه پرطرفدار شرق بود.
با توقيف شرق، ساير مطبوعات غير حکومتي ايران وارد مرحله اي بي سابقه از خودسانسوري شدند، ولي با اين همه، از فشارهاي دولت آقاي احمدي نژاد در امان نماندند.
وزارت علوم و فضاي سنگين دانشگاه
به باور بسياري ناظران، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري ايران نيز در سال 2006 ميلادي از نظر اعمال محدوديت براي دانشجويان و فعاليت هاي سياسي و فرهنگي آنان در دانشگاه ها کارنامه اي همطراز وزارت ارشاد داشت.
در اين سال وزارت علوم نه فقط اقدام به انحلال برخي از تشکل هاي دانشجويي کرد و پاي بسياري از فعالان دانشجويي را به کميته هاي انضباطي کشاند، بلکه با بازنشسته کردن اجباري برخي از استادان برجسته دانشگاه ها و محروميت برخي از فعالان دانشجويي از ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر، در عمل نشان داد که دولت آقاي احمدي نژاد عزم خود را براي بستن فضاي دانشگاه ها جزم کرده است.
اعمال فشار وزارت علوم عليه دانشگاه ها در حالي صورت مي گرفت که آقاي احمدي نژاد از نقد و گفتگو در مراکز آموزش عالي کشور سخن مي گفت، اما حضور او در دانشگاه پلي تکنيک تهران در آخرين ماه سال ميلادي گذشته براي بزرگداشت روز دانشجو، اعتراض بي سابقه دانشجويان خشمگين ايراني را برانگيخت.
وزارت کشور دولت آقاي احمدي نژاد در طول سال گذشته ميلادي هر چند که به سمت اعمال محدوديت عليه سازمان هاي غير دولتي و برخورد با تجمعات صنفي و اجتماعي حرکت کرد، اما به نسبت وزارتخانه هاي ارشاد و علوم چهره چندان خشني از خود به نمايش نگذاشت.
مهمترين اقدام وزارت کشور ايران در سال ميلادي گذشته برگزاري انتخابات همزمان مجلس خبرگان و شوراهاي شهر و روستا بود که نيروهاي اصلاح طلب آن را تلويحا به دستکاري و تقلب در آراء مردم متهم کردند، اتهامي که طبق معمول، با سر و صداي فراوان آغاز و بدون هر گونه پيگيري تمام شد.
از نامه به بوش تا کنفرانس هولوکاست
در حوزه سياست خارجي، آقاي احمدي نژاد در سال گذشته شخصا دست به ابتکاراتي زد که ميزان انسجام و هماهنگي آنها براي تحليل گران مسائل ايران مساله ساز شد.
وي از يک سو با ادامه بحث ضرورت محو اسراييل از صحنه روزگار، هولوکاست را افسانه دانست و بدين ترتيب حساسيت شديد دولت هاي غربي و مجامع يهودي جهان را عليه خود برانگيخت و از ديگر سو، با ارسال نامه هايي به سران کشورهاي بزرگ جهان از جمله جورج بوش رئيس جمهور آمريکا و آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان، نشانه هايي از علاقه خود براي بهبود روابط ايران و جهان غرب ارسال کرد.
ظاهرا از آنجا که مضمون نامه ها غير ديپلماتيک و مغاير با اظهارات رسمي آقاي احمدي نژاد بود، سران غرب از دادن پاسخ رسمي به آنها خودداري کردند.
به نظر مي رسد که خودداري سران غرب از دادن پاسخ به آقاي احمدي نژاد، سبب تندتر شدن مواضع وي شده باشد، زيرا رئيس جمهور ايران، از آن به بعد لحن خود را در برابر غرب شديدتر کرد و ميزبان کنفرانسي عمدتا در جهت نفي هولوکاست در تهران شد.
دولت آقاي احمدي نژاد در موضوع بحران هسته اي ايران نيز تغييري در سياست پيشين خود به وجود نياورد.
هر چند که مديريت پرونده هسته اي در مجموع خارج از کنترل دولت و در اختيار شوراي عالي امنيت ملي بود، اما شايد بتوان گغت که صحبت هاي پي در پي آقاي احمدي نژاد از 'خبر خوش هسته اي' و وارد شدن قريب الوقوع جمهوري اسلامي به 'باشگاه هسته اي جهان' در تاسيسات هسته اي نطنز، در تصميم شوراي امنيت سازمان ملل براي صدور قطعنامه الزام آور عليه ايران و سپس صدور قطعنامه 1337 مبني بر تحريم ايران بي تاثير نبود.
زنان در استاديوم و سفرهاي استاني
ساير موضع گيري هاي مجموعه دستگاه هاي دولتي ايران درباره وقايع فلسطين، جنگ 34 روزه لبنان و تحولات عراق نيز سبب هراس برخي اعراب منطقه از سياست هاي دولت آقاي احمدي نژاد و گرايش اين کشورها به آمريکا و اسراييل و زمينه سازي براي تشکيل يک ائتلاف بين المللي عليه ايران شد.
به رغم همه مسائل فوق، آقاي احمدي نژاد در طول سال گذشته ميلادي تلاش کرد تا رضايت اقشار معمولي جامعه ايران را جلب کند. او ضمن اعلام مخالفت جدي با برخورد خشونت آميز با زنان کم حجاب و جوانان بي اعتنا به الگوهاي رسمي، دستوري مبني بر ورد زنان به ورزشگاه آزادي تهران براي تماشاي مسابقات فوتبال صادر کرد.
هر چند که دستور آقاي احمدي نژاد براي ورود زنان به ورزشگاه با واکنش شديد روحانيون محافظه کار ايران روبرو شد وبه رغم سرسختي رئيس جمهور، به مرحله عمل نرسيد، اما مخالفت وي با برخورد خشن با زنان کم حجاب، زندگي را براي اين قشر از جامعه ايران آسانتر از گذشته کرد.
سفرهاي استاني پي در پي آقاي احمدي نژاد و اعضاي کابينه اش يکي ديگر از ابتکارهاي وي براي جلب رضايت مردم عادي بود.
به نظر مي رسد سفرهاي استاني در جلب توجه نظر توده مردم به کارهاي دولت بي تاثير نبوده است، اما عملي نشدن بسياري از وعده هاي رئيس جمهور براي توسعه استان هاي حاشيه اي و محروم ايران، در بلند مدت احساسي از ناتواني دولت در انجام وعده هاي خود در بين بخشي از مردم ايجاد کرده است.
اقتصاد، اقتصاد و اقتصاد
'آوردن پول نفت بر سر سفره مردم' که مهمترين وعده آقاي احمدي نژاد به مردم محروم جامعه و سبب گرايش آنها به وي بود، در سال ميلادي گذشته در عمل چندان رنگ واقعيت به خود نگرفت.
به رغم درآمدهاي سرشار و بي سابقه نفتي ايران در سال 2006 اقشار متوسط و پايين جامعه نه فقط گشايشي در زندگي خود حس نکردند، بلکه بر خلاف وعده هاي دولت با تورم و گراني مهمترين اقلام زندگي روبرو شدند.
آقاي احمدي نژاد در واکنش به انتقادات مطرح شده عليه عملکرد اقتصادي دولتش، در ابتدا منکر شعار 'آوردن پول نفت بر سر سفره مردم' شد، اما پس از انتشار متن سخنان وي در برخي از رسانه ها، کارشکني برخي از گروه ها و افراد متنفذ حکومتي را سبب بروز مشکل گراني دانست و وعده افشاي آنها را داد.
در واقع، آقاي احمدي نژاد با معرفي کردن منتقدان خود به عنوان عامل اصلي نابساماني هاي اقتصادي، به طور روزافزوني به سمت برخورد با موسسات بخش خصوصي در اقتصاد ايران حرکت مي کند، حرکتي که به عنوان مثال يکي از قربانيان آن، بانک پارسيان بود.
به هر حال، آنچه مسلم است اين است که آقاي احمدي نژاد در سال 2006 بيش از پيش از گروه هاي نخبه ايراني فاصله گرفته، اما در عين حال، با عملکرد اقتصادي خود نتوانسته است وفاداري طبقات عادي جامعه را به دست آورد.
نتيجه انتخابات شوراهاي شهر و روستا که شکست طيف وابسته به آقاي احمدي نژاد را به همراه داشت، در واقع نشان داد که توده مردم نيز به تدريج از عملکرد وي مايوس شده اند و اين روند مي تواند در صورت وخيم تر شدن اوضاع اقتصادي ايران بر اثر تحريم هاي بين المللي در سال 2006ميلادي تشديد شود.
منبع:bbc


