شاگردان شجریان که دوره عالی را هم طی کردند ؛ فعالیتها و آثار هنری

همه شاگردان شجريان
"محمدرضا شجريان" چندي پيش نسبت به سرنوشت آواز ايراني پس ازخود اظهار اميدواري كرد. اما شاگردان شجريان چند نفرند و كداميك تاكنون توانسته اين اميد را برآورده كند؟
به جرات ميتوان گفت صداي شجريان طي سه دهه گذشته نماينده بي بديل آواز اصيل ايراني نزد ايرانيان بوده است. هرچند پرشمارند كساني كه غير مستقيم از اين استاد آواز ايراني تاثير گرفتهاند يا حتي كاملا از صداي او تقليد ميكنند اما با اين حال تعداد كمتري توفيق آموزش مستقيم از وي را يافتهاند.
شجريان خود گفته است :" اصلا شاگردان من زماني كسي خواهند شد كه از شجريان تمرد كنند. اگر از شجريان گذر نكنند همان تكرار من هستند. من بارها گفتهام كه اگر شاگردان من موسيقي را در سطح من اجرا كنند، به اين معناست كه موسيقي درجا زده است. آنها بايد چند گام از من جلوتر باشند. شاگردان اگر تكرار استاد باشند، موسيقي در جا زده است. "
از ميان شاگردان مستقيم شجريان مي توان به اسامي معروفي چون مظفر شفيعي، قاسم رفعتي، همايون شجريان، زندهياد ايرج بسطامي، محسن كرامتي، علي جهاندار، حميد نوربخش و آقای ملک بابائی اشاره كرد.
شجریان در گفتگوی اخیر خود با روزنامه اعتماد ملی در مورد شاگردان خود این چنین گفته است : " تعدادي از شاگردانم كه سالها پيش دوره عالي را پيش من گذراندهاند، الان خودشان آواز تدريس ميكنند و كارشان خوب است و تاثيرگذارند. آقايان جهاندار، كرامتي، شفيعي، نوربخش و ملكبابايي كسانياند كه دوره عالي را پيش من طي كردند و خوباند. البته اينها در نوار دادن و كنسرت دادن خيلي فعال نيستند، اما معلمان خيلي خوبي هستند "
در جائی دیگر نیز گفته است : " ببينيد هيچ كس نميتواند جاي كسي ديگر را بگيرد. من جاي بنان را نگرفتم، جاي ظلي را نگرفتم، جاي تاج را نگرفتم، جاي طاهرزاده را نگرفتم، اما از همه اينها استفاده كردم و خودم شدم. هر كس خودش ميشود. هيچ كس نميتواند يكي ديگر بشود، حتي همايون هم نميتواند من بشود، همايون خودش ميشود. اينها بستگي دارد كه چقدر جرات كار داشته باشند، چقدر پيگير باشند، چقدر فعاليت كنند. شرايط براي هر كسي فرق ميكند. من در شرايطي قرار گرفته بودم، كه سر سخت با همه چيز مبارزه ميكردم تا به يك جايي رسيدم و شدم همين شجرياني كه ميبينيد. هر كس بايد خودش پيگير كار خودش باشد، تا بشود خودش. اينكه ميگويم هيچ كس نميتواند من بشود، نه اين كه من از بقيه بهترم. هر كسي بايد خودش بشود "
شهرام ناظري،حسام الدین سراج، عليرضا افتخاري و علي رستميان نيز مدتي نزد او بر روي رديف هاي آوازي كار كرده اند.
گزارشی از مصاحبهها و اطلاعات موجود در شبكه اينترنت فراهم آمده است که در ادامه آورده شده است . البته من اطلاعی از آقای ملک بابائی ( که شجریان وی را از شاگردان خود نام برده ) ندارم . جستجو در اینتر نت هم نتیجه ای نداد . اگر کسی اطلاعی داره ، خوشحال میشم در اختیار ما بگذارد .
ايرج بسطامي
---------------------
ايرج بسطامي در اول آذرسال 1336 در شهر بم كوچه باغ جعفري، منزل پدري و جد پدري كه قدمت 120 ساله داشت متولد شد. وي از 5 سالگي به خواندن آواز علاقه داشت و هر يك از اعضاء خانواده از جد پدري گرفته تا پدر بزرگ و پدر در زمينه خواندن آواز و نواختن سازهاي مختلف تجربه داشتند.
او در كنار آنها با اصول موسيقي آشنا شد. سپس به فراگيري دستگاههاي موسيقي نزد پدر خود پرداخت و از سنين نوجواني تحت تعليم عمويش ( يداله بسطامي ) قرار گرفت كه به رهبري وي گروهي با همكاري برادران بسطامي ايجاد شد كه در راديو و تلويزيون آن زمان و اردوهاي رامسر اجراي برنامه داشتند
بعد از فوت يداله بسطامي، ايرج براي فراگيري آواز و رديفهاي آوازي نزد استاد شجريان آمد و با وجود مشكلات و مسافت راه به عشق فراگيري آواز، رنج رفت و برگشت بم ، تهران را به جان مي خريد.
بسطامي پس از چندي اتاقي در محله پامنار تهران اجاره كرد. به دليل وقايع انقلاب تمرينهاي آواز براي او بسيار دشوار بود. اما وي تا آنجا كه مي توانست به اين تمرينها ادامه داد.
بعد از تعليمات استاد شجريان، عصر يك روز شنبه، در منزل وي با پرويز مشكاتيان آشنا و نزد ايشان به فراگيري تلفيق شعر و موسيقي پرداخت و اولين نوار خود را كه افشاري مركب بود با همكاري مشكاتيان به جامعه هنري عرضه داشت.
ايرج بسطامي در سن 40 سالگي به اوج فعاليت هنري خود رسيد و در طول چهارده سال فعاليت هنري خود يازده كاست به جاي گذاشت.
او به دور از جنجال و هياهوي هنري در شهرستان بم و استان كرمان به تدريس آواز و سرپرستي خانواده برادر مرحومش ( نصرتالله بسطامي ) پرداخت ( كه تنها بازمانده اين خانواده پس از فاجعه بم دختري است به نام « خاطره » )
ايرج بسطامي در عين حال كه از صداي رسا، پر وسعت و مستقل برخوردار بود. شخصيت و هويت آوازي منحصر به خود داشت به اين سبب آواز او تنها به خودش شبيه بود. بدين ترتيب مرحوم بسطامي تنها شاگرد شجريان بود كه عليرغم درس گرفتن از استاد با صداي منحصر به فردش بي هيچ شباهتي به صداي استاد، ميخواند. با ادامه حيات او چهرهاي ماندگار در موسيقي اصيل ايراني خلق ميشد.
آلبوم های "افشاری مرکب" ، "مژده بهار" ، "افق مهر" و "وطن من" ؛ از کارهای بسیار قوی این خواننده است که آهنگسازی آنها را پرویز مشکاتیان به عهده داشته است .
گلپونه ها "حسین پرنیا" ، "موسم گل" (محمد رضا درویشی) ، "بوی نوروز" ( حمید متبسم) و" فسانه" ( کیوان ساکت) از آثار بسطامی محسوب می شود که منتشر شده است .
" بداهه خوانی و بداهه نوازی " عنوان آخرین آلبومی است که بعد از فوت مرحوم بسطامی روانه بازار شده است . کار بسیار جالبی است و هنر بداهه خوانی مرحوم بسطامی و بداهه نوازی کم نظیر بهداد بابائی بیش از پیش نمایان می شود .
علي جهاندار
---------------------
او خواننده كم كاري است كه در سال 1327 در روستاى شمام رودبار به دنيا آمد. با توجه به علاقه اش به موسيقي، به دليل نبود امكانات در زادگاهش فقط مي توانست با تقليد از موسيقي هاي پخش شده به خواندن بپردازد. وي مدتي بعد در استان خوزستان، به اداره فرهنگ و هنر وقت در اهواز مراجعه و از سال1348 با گروه فرهنگ و هنر اهواز همكارى كرد و از سال 54 از طريق كاست هاى شجريان به تمرين شيوه او پرداخت و از سال 62 نزد شجريان رفت و به صورت مداوم تا سال 71از آموزه هاى او استفاده كرد. مدتي بعد نيز با استاد حسن كسايي آشنا شد و اجراهاي مشتركي با استاد شجريان در برخي كشورها داشته است.
جهاندار فقط آلبوم "صبح مشتاقان" و "نقش پندار" را منتشر كرد كه فروش متوسطي داشت .
هر چند گوشه هايي از هنرنمايي پرويز مشكاتيان در آهنگسازي "صبح مشتاقان" به چشم مي خورد اما تقليد صرف و منحصر به فرد جهاندار از شجريان، به نظر كارشناسان لطمه شديدي به اين اثر زده است. شايد مخاطبان سخت گير موسيقي اصيل ايراني به اين باور اعتقاد داشته اند كه اگر بنا باشد اجراهاي شجريان توسط كس ديگري مو به مو تقليد شود، همان بهتر كه به خود شجريان گوش دهند نه كس ديگر. به هر حال عليرغم علاقه شديد اين شاگرد به استاد و كم كاري وي در انتشار اثر، جهاندار را تا كنون در انتهاي فهرست ادامه دهندگان راه شجريان قرار داده است.
البته جهاندار آلبوم جدیدش را با آهنگسازی حسن ناهید اواخر شهریور روانه بازار می کند .
مظفر شفيعي
------------------
گفته ميشود شجريان تاكنون بارها از شفيعي به عنوان يكي از شاگردان برگزيده خود نام برده است. او متولد 1331 كاشان است، پس از فرا گرفتن مقدمات آواز ايراني نزد پدرش در سال 1353 نزد استاد اسماعيل مهرتاش راه يافت. در سال 1359 و پس از درگذشت مهرتاش، نزدمحمدرضا شجريان رفت و طي چند سال تا دوره عالي پيش رفت.
شفيعي درحال حاضر به تدريس و اجراي آواز مشغول است. او تاكنون كنسرت هايي در فرانسه و ايتاليا برگزار كرده است.
شفيعي معتقد است جنس و بافت و همه چيز صداي شجريان مخصوص خود اوست؛ مثل هر كسي ديگر كه بايد چنين باشد. اما با كمال تعجب اكثرا مي خواهند شبيه شجريان باشند يا بگويند شاگرد او هستيم...چون همه مي خواهند مانند استاد شجريان باشند.
او ميگويد: وقتي شخص مي خواهد كاري ارائه كند از صداي خودش دور مي شود و هيچ صدايي به دل تو نمي چسبد! اصلا گرمايي در صداها وجود ندارد. هيچ صداي شاخصي موجود نيست كه تو را تكان بدهد و نكته جديدي در آن باشد. صداهايي مثل بنان، قوامي، خوانساري، گلپايگاني و ايرج هم بودند و شجريان هم در كنار اينها حضور داشت. اينها همه خودشان بودند. كسي از كسي تقليد نمي كرد!
همايون شجريان
-------------------------
بدون شك شبيهترين صداها به صداي محمدرضا شجريان از آن فرزندش همايون است و همين امر شايد باعث شود ديگران شبيه خواني در مورد شجريان را وا نهند!
شجريان در مصاحبه دو ساعته اي با شبكه جهاني جام جم از "همايون" به عنوان تنها كسي كه از سنين پايين نزد او مراحل آموزش را طي كرده ياد كرده است. همايون از 10سالگي مراحل صداسازي و تكنيك هاي صدا و حنجره را آموزش ديده است.
شجریان در مصاحبه خود با روزنامه "اعتماد ملی " در مورد همایون گفته :
" همايون را از صفر شروع كردم، اما با هيچ كدام از شاگردانم از صفرشروع نكردم، آنها تا يك جايي آمده بودند، اما همايون از بچگي با من جلو آمده " .
" الان پختگي صداي همايون خيلي بيشتر از سنش است و موقعي كه من همسن الان همايون بودم، صدايم به پختگي الان همايون نبود. قدر بودم، شمشيرم آخته بود، چه چه ميزدم، اما صدايم به پختگي الان همايون نبود "
" همايون در آينده اميدوارم و يقين دارم كه راهش را خوب خواهد رفت و پختهتر خواهد شد و فوقالعاده باهوش و زيرك است و ملوديها را خيلي زود ياد ميگيرد "
همايون شجريان متولد 31 اردي بهشت سال 1354 است . از كودكي به تشخيص پدرش تنبك را نزد استاد ناصر فرهنگفر و بعدها استاد جمشيد محبي آموخت ، گرچه بعدها در هنرستان موسيقي كمانچه را به عنوان ساز تخصصي انتخاب كرد و در خارج از هنرستان نزد اردشير كامكار به يادگيري آن پرداخت .
همايون شجريان را دوستداران و علاقه مندان موسيقي ايراني و علي الخصوص موسيقي خاص استاد شجريان از پيش تر ها مي شناختند . به عبارتي نام همايون براي آنان كه آثار و آوازهاي استاد محمدرضا شجريان را پيگيري مي كردند غريبه نبود .
همايون در آلبوم آهنگ وفا با پدر همخواني هايي در برخي ابيات كرده بود و البته تمبك نيز زد . (یادش بخیر ، سر اینکه کدام صدای پدر است و کدام صدای پسر کلی با دوستان بحث می کردیم )
در خلال سال هاي 75 تا 79 و به خصوص در كنسرت هاي خارج از كشور استاد محمدرضا شجريان ، مشتاقان آواي استاد ، جواني را در كنار استاد ديده بودند كه تنبك مي زند و گاهي برخي ابيات را مي خواند.
آخرین همکاری همایون با پدرش ، کنسرت اخیر گروه آوا در تالار وزارت کشور در تهران در مرداد امسال بود .
در ارديبهشت ماه 1382آلبوم " نسيم وصل " كه اولين آلبوم مستقل همايون شجريان بود به بازار موسيقي كشور عرضه شد. بعدها دومين آلبوم او يعني " ناشكيبا " در 31 ارديبهشت سال 1383 به بازار عرضه شد .اما سومين آلبوم وي ، " شوق دوست " ، در اسفند ماه 83 خود را به بازار موسيقي معرفي كرد. نقش خيال " نيز در مهرماه 1384 بار ديگر نام او را بر سر زبانها انداخت. " با ستاره ها " عنوان آخرین آلبومی است که در مهر 1385 وارد بازار موسیقی شد که مجموعه ای است از تصانیف که با آهنگسازی محمد جواد ضرابیان شکل گرفته است .
همايون در اولين مصاحبه عمرش با روزنامه جام جم ، بيان كرده بود كه بسيار نگران اين است كه نتواند از زير سايه نام پدر بيرون بيايد . به عبارت ديگر او ضمن اينكه نهايت احترام را براي پدر قائل است اما دوست ندارد كوچكترين حركت او با يك استاد با سابقه پنجاه سال آواز خواني و مركب خواني كه در ذهن و حافظه مردم چهره اي ملي است مقايسه شود.
همایون در نشست خبری قبل از برگزاری کنسرت گروه آوا در تهران ، خبر از برگزاری کنسرت مستقل در تهران در اواخر شهریور را داده است .
محسن كرامتي
-----------------------
متولد 1326 درتهران است. فارغالتحصيل رشته نقاشي از دانشگاه تهران، خطاط، مترجم بيش از چهل عنوان كتاب و مؤلف فرهنگ اصطلاحات هنرهاي تجسمي و بالاخره يك خواننده پركار و محقق در موسيقي ايراني است. سالهاست كه به تدريس روايت و شيوه آوازي اولين و تنها معلم موسيقي مستقيمش، استاد شجريان مشغول است.
امكانات صوتي و صداي خاص كرامتي و وسعت بسيار خوب محدوده صوتياش، امكان تقليد از ظلّي، شجريان، و بنان را در دوره جواني و آغاز آشنايي با موسيقي ايراني برايش فراهم ميكرد. اولين كار رسمي او، اجراي آواز چهارگاه در كاست صبحگاهي به سرپرستي و آهنگسازي حسين محمد عليزاده است. اين همكاري به صورت مستمر در گروه هم آوايان و اجراي كنسرتها ادامه پيدا ميكند. در اجراي زنده «راز نو» و همچنين ضبط استوديي اين اثر بديع، به حد بسيار مطلوب و موفقي درخشيد. آوازهاي پنجه دشتي، دلدار، و... از اوست. تنظيم و اجراي رديف ميرزاعبدالله به صورت آوازي و با كلام گذاري وي از ديگر آثار اوست كه در حوزه رديف موسيقي ايراني يك كار نوع و بديع است.
آلبوم " ای که دل داری " ، آخرین کاری است که آقای محسن کرامتی حدود یک سال پیش به بازار موسیقی عرضه کرده است . در این آلبوم نیما نادری کار اهنگسازی و نوازندگی تار را به عهده داشته است و آقای پدرام خاور زمینی تنبک زده است .
حميدرضا نوربخش
-----------------------------
نوربخش را در سالهاي ابتدايي دهه هفتاد، استاد فرامرز پايور و گروهش به دوستداران موسيقي معرفي كردند. خيليها او را شجريان آينده ميناميدند.
او اگر چه در اندك زماني توانست نام خود را به فهرست كمتعداد شاگردان تأييد شده قديمي استاد شجريان اضافه كند؛ اما در سالهاي بعد با ورود پيدرپي خوانندگان جواني كه همه آنها به شيوه شجريان ميخواندند؛ به يكي از دهها خواننده اين مكتب تبديل شد.
با اين وجود در دوره جديد نيز «حميدرضا نوربخش» به صورتي ديگر نام خود را- حداقل در ميان اهل فن- مطرح كرد. او اينك از معدود مدرسان دوره صداسازي به شمار ميرود.
صداسازي دوره پيش نياز آواز و رديف آوازي است كه قدمت تدريس آن به شكلي كه مدنظر نوربخش- دست پرورده استاد شجريان- است؛ به زحمت به يك دهه ميرسد.
اين دوره آموزشي در وضعيت اخيرش محل مناقشه و بحثهاي فراواني ميان كارشناسان موسيقي و آواز بوده است. موافقان صداسازي آن را لازمه فراگيري رديف و توليد صداي مطلوب ميدانند.
در مقابل اكثر مخالفان، بدون آن كه با اصل صداسازي مخالف باشند، معتقدند كه اولاً صداسازي همواره به نوعي در دورههاي آموزشي آواز وجود داشته و ثانياً بيشتر خوانندگان قديمي ضمن داشتن صداهاي مستقل به خوبي و با كمترين نقص آواز ميخواندهاند.
نوربخش درباره خودش مي گويد: من تا قبل از 18 سالگي تحت تاثير تاج بودم و چون تاج با پدرم موانست داشت بسيار به آواز و شخصيت تاج علاقمند بودم، بنابرين به شيوه ي او كاملا واقفم اما با حضور خدمت استاد شجريان بطور كامل شيوه ام تغيير يافت.
حميدرضا نوربخش در آبانماه سال 1344 در خانواده اي كه علم و دانش و ذوق و هنر تنها ميراث ماندگار و مستمر نياكانش بود ، در شهر قم ديده به جهان گشود. برخوردار بودن از نعمت پدري كه خود با مكاتب آوازي قدما آشنايي كامل و با آخرين بازمانده آنان ، مرحوم استاد تاج اصفهاني ارتباطي وثيق و صميميتي پايدار داشت ، نوربخش را از هنرجويان بلاواسطه مكتب آوازي تاج قرار داد. وي گذشته از تحصيلات دانشگاهي در رشته حقوق ، سالها در ادبيات فارسي و عرب در محضر فرهيختگان و اساتيد صنايع بديعي عروض ، قافيه و معاني بيان ، كسب كمال كرده است.
درك حضور تنها يادگار خاندان موسيقي ، مرحوم استاد احمد عبادي ، از توفيقاتي است كه وي را شامل گرديد. آنگونه كه در چهار سال پاياني عمر استاد عبادي ، نوربخش با حضوري مستمر در محضر ايشان گذشته از نكته آموزي ، شديدا مورد توجه و علاقه خاص ايشان قرار گرفت. آنچنان كه استاد عبادي بارها در مجالس و محافل هنري ، نوربخش را از اميدهاي آينده آواز ايران عنوان مي كرد.
همزمان با تحصيلات دانشگاهي موهبت شاگردي در محضر استاد بزرگ آواز ايران محمدرضا شجريان (حضور در کلاس استاد محمدرضا شجريان از سال 1364 و ادامه دورۀ عالي آواز در محضر استاد شجریان تا سال 1367 ) از فرصتهاي مغتنمي بود كه نصيب نوربخش گرديد و پس از گذشت سالها اين ارتباط علمي و آموزشي همچنان برقرار است.
كاست پرده عشاق حاصل کنسرت با گروه پايور به سرپرستي فرامرز پايور در تهران _تالار وحدت_ در سال 1372 ، تور کنسرت اروپا بهمراه گروه پايور در سال 1374 ، شرکت در فستيوال سروانتين مکزيک به همراه گروه همنوازان در سال 1375 ، تور کنسرت آمريکاي لاتين (کشورهاي کلمبيا، برزيل، شيلي، آرژانتين و اروگوئه( در سال 1375 ، کنسرت با گروه عارف به سرپرستي پرويز مشکاتيان (تهران( در سال 1376، انتشار آلبوم کنسرت گروه عارف (همايون) در سال 1377 ، کنسرت با گروه شهنازي به سرپرستي داريوش پيرنياکان در سال 1381 ، کنسرتهاي اروپا بهمراه گروه شهنازي در سال 1382 ،
شروع همکاري با گروه شمس به سرپرستي کيخسرو پورناظري از سال 1384 ، کنسرت در تئاتر شهر پاريس با گروه شمس در سال 1384 ؛ از جمله فعالیتهای هنری نوربخش می باشد .
وي همچنين دو سال رياست هنرستان موسيقي پسران در سالهای 1375 _76 را عهده دار بوده است. و از سال 1385 عضو هیئت مدیره و مدیر عامل خانه موسیقی است . ایشان همچنین معمولا مدیر برگزاری کنسرتهای شجریان و به نوعی مدیر برنامه های ایشان است .
اخیرا آلبومی با عنوان " پنهان چو دل " از آقای نوربخش با آهنگسازی کیخسرو پورناظری (سرپرست گروه شمس ) از طرف شرکت " سروش " روانه بازار شده که بخش اول کنسرتهای همین گروه در جشنواره موسیقی فجر در سال گذشته بوده که در تالار وزارت کشور اجرا شده است . قرار است بخش دوم این کنسرت در قالب آلبومی دیگر به علاقمندان ارائه شود .
قاسم رفعتي
----------------------
سال 1324 خورشيدي در شهر تهران به دنيا آمد و هنوز بيش از دوازده بهار از عمرش نگذشته بود كه شروع به خواندن و فراگيري علم موسيقي كرد. او در ابتدا نزد استاد مسعود حسنخاني رفت و مدت چهار سال به رمز و راز و فراگيري گوشهها و مقامهاي آواز ايراني پرداخت و به واسطه هوش خدادي و استعدادي كه داشت به سرعت، بسياري از گوشههاي موسيقي ايراني را آموخت و بعد نزد استاد محمود كريمي معلم و مربي آواز رفت و حدود هفت سال هم از مكتب اين استاد بزرگ بهرهور شد.
به هر حال قاسم رفعتي با داشتن صداي خداداي و هوش سرشار و استفاده از مكتب هنرمندان، در سال 1324 فعاليتهاي خود را در برنامه "شما و راديو" آغاز كرد و سپس در برنامههاي متعدد راديو و تلويزيون شركت كرد و همكاريهاي او تا به الان نيز ادامه داشته است.
قاسم رفعتي هنرمندي حساس و از خانوادهاي با دانش و فرهنگ است به طوري كه خود بسياري از اشعار ديوان شعرا را از حفظ دارد و جدش مرحوم حاج محمد صادق متخلص به (رفعت سمناني) است كه صاحب ديوان شعر ميباشد و پدر او نيز از صداي شيوايي برخوردار بوده است.
وي از سال 1359 به بعد به نزد محمدرضا شجريان رفت و به تحقيقات در زمينه دوره عالي آواز پرداخت. قاسم رفعتي آثار متعددي را اجرا كرده است كه سازنده آنها هنرمنداني چون: همايون خرم - حسين يوسف زماني - حسن يوسف زماني - مهيار فيروز بخت - حسين فرهاد پور - محمد عبدالصمدي - بيلگلري پور و شهريار فر يوسفي و ... بودهاند.
از آثار وي ميتوان "سحرگهان" كه سالهاي بسياري ميهمان سفره اسحار و عجين با لحظه مناجات و اجابت دعاست را نام برد
سحرگهان حكايت آوازي است كه خواب غفلت، مومنان را فرا نگيرد. اين آواز خوش كه با صوت موذن خوش لهجه رنگي الهي ميگيرد، از اين رو هميشه شنيدني است كه دلي پرسوز و نوايي عاشق آنرا زمزمه كرده است.
سینا سرلک
----------------------
سینا سرلک به خاطر میآورد که در شش سالگی با صدای تار پدرش به وجد میآمده و پیش خود زمزمه میکرده است.
بهرام سرلک مسئول امور فرهنگی *شهرستان الیگودرز* بود و محقق *موسیقی بختیاری*. وی همیشه مشغول جمعآوری قطعاتی بود که توسط پیران دهات اطراف خوانده میشد.
وقتی مادرش _سیمین _ خواندن و زمزمه کردن کودک را به گوش میشنود بهرام را از آن با خبر میکند. کمی بعد پدر موسیقیدوستْ آموزش به پسرش را آغاز میکند . آواز همراه با نواختن تنبک. هدف او این بود که استعداد نهفته پسر را هدایت کند و از او موسیقیدانی بسازد که سنتهای بختیاری را حفظ کند. تلاشهای پدر شش سال بعد به ثمر نشست. فرزندش نوجوانی شد و در رشته آواز و تنبک مقام اول را در بخش موسیقی نواحی *نهمین جشنواره فجر* (۱۳۷۲)، و در بین بزرگان این موسیقی، کسب کرد.
نوازنده مشهور دوتار،حاج قربان سلیمانی، سینا را به استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان، معرفی کرد و او سینا را به شاگردی پذیرفت.
کلاس درس با شجریان هر سهشنبه برگزار میشد و سینا هر هفته همراه با پدر یا مادرش از الیگودرز به تهران میآمد. فرقی نمیکرد زمستان است یا تابستان، فصل امتحانات است یا باید در مدرسه حضور داشته باشد. دو سال اول به آموزش تکنیکهای صداسازی سپری شد. جملهبندیهای تحریری در موسیقی سنتی و دستگاهی را تحت نظر شجریان آموخت، آموخت که چگونه از قسمتهای مختلف دستگاه صوتیاش بهرهگیرد، تکنیکهای «چکشی»، «بلبلی»، «دوتایی»، «تکی»، و تحریرهای «بالارونده» و «مخفی» را به کار بندد. پس از این، شش سال دیگر دستگاهها و ردیفهای آوازی را آموخت.
استادد شجریان در کتاب " راز مانا " و در برنامه آقای میبدی در شبکه NITV از سینا سرلک به عنوان خواننده ای خوش آتیه و کسی که که از 12 سالگی روی صدایش کار کرده نام برده است .
آقای سرلک چند سال پیش در برنامه آقای سهیل محمودی (با کاروان شعر و موسیقی) به همراه خواهرشان در برنامه حضور پیدا می کنند و جز اشارتی کوتاه به اسم شجریان اصلا از استاد خودشان نام نمی برند . ( البته این نام بردن هم موقعی است که آقای سهیل محمودی پس از اینکه سینا سرلک را به عرش می برد ، احوالات شجریان را از سینا می پرسد و آقای سرلک هم لطف فرمودند و از باغ انگور استادش سخن می گوید . )
سینا سرلک همه نوع موسیقى گوش میکند و معتقد است که حضور همگی برای پیشبرد موسیقی لازم است، اما دلیل توجه بیش از اندازه جوانها به موسیقى پاپ را چیزى جز آسانگوار بون آن نمىداند، «[خوانندگی] پاپ راحت است و کسانى که در این زمینه کار میکنن نیازى به آموزش کامل ندارند و لازم نیست که مثل من بیش از ۱۵ سال تلاش کنند.» به گفته سینا، جوان امروزی خواهان موسیقی آسانگوار و آهنگین است. میخواهد میل خود را به حرکت با موسیقی پُرهیجان سیراب کند. اما به این نکته هم اشاره دارد که این موسیقی دیرپا نیست و کاربردش محدود به زمانی کوتاه است. هر جوانی پس از مدتی گوش فرا دادن به موسیقی پاپ خواهان عمق بخشیدن به تجربه گوارای اولیه است و اینجاست که موسیقی دستگاهی و جز آن گوهر خود را نمایان خواهد کرد.
او در تیتراژ سریال " خانهای در تاریکی " دو قطعه از ترانههای بختیاری را با ارکستر بازخوانی کردهاست که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت.
لینکهای مرتبط :
گزارش اختصاصی از شب آخر کنسرت شجریان ؛مرغ سحر ناله سر داد (دانلود قطعه مرغ سحر ، اجرا شده در شب آخر کنسرت )
عکسهای منتخب کنسرت شجریان در تهران _ مرداد 86 (40 عکس از کنسرت شجریان ،مرداد 86 ، تالار وزارت کشور)
گزارش کاملی از کنسرت شب اول شجریان در تهران
دنبال حال و هواي ايرانيام ؛ مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با استاد شجریان بعد از کنسرت مرداد 86
جزئيات كنسرت جديد « شجريان» _نشست خبری همایون شجیان به همراه نوربخش قبل از برگزاری کنسرت مرداد 86 با خبرنگاران

