تبليغاتX
نوشته های شخصی غایت خلقت جهان پرورش انسانهائی است که در برابر شدائد ، بر هرچه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند سید شهیدان اهل قلم

تاريخچه سيزدهم نوروز

 

                               

 

پايان بخش مراسم نوروزی جشن سيزده بدر است كه روز سيزدهم فروردين ماه اتفاق می‌افتد. و در واقع سال تازه برای كار و فعاليت‌های اجتماعی و فرهنگی و كشاورزی از روز چهاردهم فروردين آغاز می‌گردد.

 

گو اينكه در كتاب‌های تاريخی و ادبی گذشته از قبيل التفهيم ، تاريخ بيهقی و آثار الباقيه كه تمامی آيين‌های نوروزی را مو به مو شرح داده‌اند ، نشانی در مورد سيزده بدر نيست و حتا شاعران آن زمان هم در اشعار خود اشاره‌ای در مورد آن نكرده‌اند ، اما هيچكدام از اينها دليل بر اين نيست كه جشن سيزده بدر از آيين‌های معتبر و باستانی ايران نبوده است ، بلكه می‌توان گفت چون اين جشن در ميان همه‌ی قشر‌ها عموميت داشته و بطور كلی جشنی همه كس پسند و مردمی بوده ، نه پادشاه پسند و نه فقط برای خواص ؛ و از سويی ديگر چون شاعران و نويسندگان آن زمان بيشتر رويدادها و جشن‌های رسمی را كه در حضور شاهان برگزار می‌شده ، توصيف می‌كرده‌اند – از اين رو در نوشته‌ها و اشعار آنان رد پايی از سيزده بدر وجود ندارد.

 

و اما نحوست عدد سيزده – به علت تقارن بعضی از حوادث ناگوار با آن – نه تنها در فرهنگ ايرانی ، بلكه از دير باز در فرهنگ‌های كهن ديگر هم مطرح بوده و موجب آمده كه وحشتی همگانی از نامباركی اين شماره در نهاد بشر پديد آيد .

 

چنانكه تورات در سفر خروج باب 11 و 12 ، در روز سيزده‌ی فروردين (= روز سيزدهم سال نو مصری) از برخورد ستاره‌ی دنباله داری با زمين گزارش می‌دهد كه در فضای زمين درخشيده ، بطوری كه در افق ايران هم ديده شده است. بر اثر اين برخورد زمين لرزه‌ی سهمناكی روی داده ، آتش فشان‌ها به آتش فشانی پرداخته ، كاخ‌ها ويران گشته و بسياری از مردم جان خود را از دست داده‌اند.

 

مسيحيان هم از آنجا كه در آخرين غذای حضرت عيسا (= شام آخر) سيزده نفر بر سر سفره بوده‌اند و خيانت يكی از آنان موجب مصلوب شدن مسيح گرديده ؛ اين عدد را شوم می‌دانند و هرگز سيزده نفر بر سر يك سفره غذا نمی‌خورند.

 

دكتر محمود روح الامينی در اين مورد می‌گويد: من خود شاهد بودم كه در يك خانواده‌ی كاتوليك فرانسوی به علت نيامدن يكی از مهمان‌ها ، ميزبان جمع سيزده نفری را به دو گروه تقسيم نمود و در دو اتاق جداگانه شام داد تا از بدشگونی اين عدد پرهيز كرده باشد.

 

شماره‌ی سيزده در تاريخ يونان هم به اين نا خجستگی مبتلاست ، چنانكه در تاريخ آنان هم آمده است كه فيليپ پدر اسكندر مقدونی مجسمه‌ی خود را در معبدی گذاشت كه دوازده مجسمه‌ی ديگر از خدايان در آن بود ، اما پس از زمانی كوتاه نامباركی عدد سيزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسيد .

 

ژرژ سيمس نويسنده‌ی اروپايی هنگامی كه در سال 1894 به كلوپ شماره‌ی 13 فرا خوانده شد ، دعوت را رد كرد و در پاسخ دعوت نامه نوشت: آقايان ؛ دعوت نامه‌ی شما رسيد، از لطف‌تان سپاسگزارم... دوستان ؛ اگر من سرپرست خانواده‌ای نبودم و رعايت حالشان بر من واجب نبود ، با نهايت اشتياق می‌آمدم و هر پيشامدی – هر چند ناخوشايند – را هم استقبال می‌كردم. اما اكنون چون متعهد به اداره‌ی خانواده‌ای هستم ، می‌ترسم نحوست عدد 13 شماره‌ی كلوپ دامنم را بگيرد و در زندگی‌ام اثر بگذارد و مرا گرفتار مصيبتی كند كه خانواده‌ام بی‌سرپرست بماند. از اين رو از شما پوزش می‌خواهم.

 

در فرهنگ نمادها نيز سيزده را عددی می‌دانند كه خود را از نظم هستی جدا كرده و آهنگ طبيعی جهان را دنبال نمی‌كند. به همين دليل است كه بسياری از شركت‌های هواپيمايی – از جمله شركت هواپيمايی "هما" در ايران – رديف سيزده را ندارد. و همچنين در شماره گذاری خانه‌ها از نصب پلاك (13) خوداری می‌كنند و به جای آن(1+ 12) می‌نويسند.

 

                               

 

دكتر مهرداد بهار در مورد عدد سيزده و روز سيزده بدر نكات جالبی بيان می‌دارد كه از وی نقل قول می‌كنيم. ا و می‌گوید:

 

"گاهی از خود می‌پرسيم چرا نوروز دوازده روز است و سبب وجود سيزدهم عيد چيست؟ چرا كار كردن و پرداختن به امور جاری در اين روز نحس است؟ بايد گفت زير تأثير نجوم بين‌النهرينی ، اساطير نجومی در ايران شكل می‌گيرد كه بنا بر آن هر يك از دوازده اختر كه خود بر يكی از برج‌های دوازده‌گانه حاكم است ، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد. از اين رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال ، آسمان و زمين در هم خواهد شد. محتملاً ، اين اسطوره خود نيز ريشه‌ای بابلی دارد و ظاهراً باور بر آن بوده است كه در اصل ، پس از دوازده هزار سال ، آشفتگی آغازين باز می‌گردد. به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كيهان بزرگ (هستی) رخ می‌داد ، در كيهان ُخرد (در جهان انسانی) نيز رخ می‌داد ؛ اين عقيده ريشه از همانجا دارد كه گفتيم انسان كه تنها قادر به شناخت نسبی خود بود ، جهان را قياس از خويش می‌گرفت و گمان می‌كرد كيهان بزرگ همچون اوست. با اين باور بود ، كه سال دوازده ماهه را را توجيه می‌كردند. طبعا ً عوامل نجومی ديگری چون گردش ماه در اين امر و پديد آمدن سا ل دوازده ماهه مؤثر بوده است ، اما توجيه اساطيری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله‌ی هستی ، بهترين توجيهی به نظر می‌رسيد كه در چار چوب اعتقادات كهن می‌گنجيد. جشن‌های دوازده روزه‌ی آغاز سال نيز با اين سا ل دوازده ماهه و دوره‌ی دوازده هزار ساله‌ی عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در اين دوازده روز پيش می‌آمد ، سرنوشت سال خود می‌انگاشت و گمان می‌كرد اگر روز‌های نوروزی به اندوه بگذرد ، همه‌ی سا ل به اندوه خواهد گذشت. بسياری از اين باورها هنوز برجاست ، مختصر آن كه دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه‌ی سال بود.

 

اما اگر در پايان دوازده هزار سال جهان درهم می‌شد و آشفتگی نخستين ، باز می‌گشت ، و اگر به نشان آن ، در پايان هر سال قانون از ميان بر می‌خاست ، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگی نهايی و پايان سال را بر خود داشت. در اين روز كار كردن ، و نظام عمومی را رعايت كردن نيز از ميان برمی‌خاست و شايد عياشی‌ها و "ارجی" باری ديگر برای يك روز باز می‌گشت. نحسی سيزدهم عيد نشان فرو ريختن واپسين جهان و نظام آن بود".

 

دكتر بهرام فره وشی در مورد گجستگی عدد سيزده می‌گويد:

 

"در اساطير ايرانی عمر جهان هستی دوازده هزار سال است و عدد 12 هم از بروج دوازده گانه گرفته شده است. پس از اين دوازده هزار سال عمر جهان بسته می‌شود و انسان‌هايی كه در جهان هستی وظيفه شان جنگ با اهريمن بوده است به پيروزی نهايی می‌رسند. از آن پس ديگر جهان مادی وجود نخواهد داشت و آ دميان به جايگاه ابدی خويش ، به عالم مينو باز می‌گردند. با دا نستن اين موضوع می‌توان گفت كه اولين دوازده روز فروردين تمثيلی از اين دوازده هزار سال است و روز سيزدهم تمثيلی از هزاره‌ی سيزدهم می‌تواند باشد كه آغاز رهايش از جهان مادی است و از اين رو روز سيزدهم می‌تواند روز باز گشت ارواح به جهان مينوی و روز رهايش كيهانی باشد".

 

دكتر مير جلال الدين كزازی نيز در مورد عدد سيزده و روز سيزده بدر نظری دارد كه شنيدنی است. او می‌گويد:

 

"يك ديدگاه فرهنگی است كه ما می‌توانيم با كند و كاو در باور شناسی و نماد شناسی كهن ايرانی ، ريشه‌ها و خاستگاه‌ها‌ی بی شگونی 13 را به در كشيم و بررسيم. در اين باور شناسی پاره‌ای از شمار (اعداد) ارزش نمادين داشته است.

 

عدد يك (= 1) در باورشناسی باستانی ايران نشانه‌ی راز آلود خداوند است. عدد دو (= 2) ارزش آيينی دارد: آسمان و زمين ، نرينه و مادينه و... دو بدين سان ساختار و سرشت آفرينش را برما روشن می‌دارد. كاربردهای نمادين عدد سه (= 3) اين است كه اين شمار به گونه‌ای راز آلود ، آفرينش و پديده‌ی هستی را نشان می‌دهد. در باورهای ايران از زادگان سه گانه و يا مواليد ثلاث سخن به ميان رفته ، زادگان سه گانه كانی و يا جاندار است. عدد چهار (=4) ، چهار گوهر را نشان می‌دهد. در پنج (= 5) می‌توانيم از پنج حس سخن بگوييم. در شش (= 6) به شيوه‌ی نمادين جهان آشكار می‌شود و ما معتقديم پديده‌های گِتی شش سويه هستند. اما هفت (= 7) در ميان يكان از كارآ يی و ارزش و باور شناختی افزونتری برخوردار است. عدد هشت (= 8) با بهشت در پيوند است. عدد ُنه (= 9) باز شماری است كه در فرهنگ ايرانی ارزش آيينی ويژه‌ای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاك) است. عدد دوازده (12) در نماد شناسی نشانه‌ی كمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسيار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داريم. هفت در عدد دوازده گردان است پس اگر دوازده را نشانه‌ی كما ل بدانيم ، اين عدد خجسته ترين خواهد بود، زيرا آرمان آفرينش رسيدن به سر آمدگی و كمال است. پس اگر به شمار سيزده (= 13) رسيديد ، اين همه از ميان خواهد رفت و زمانی كه به چهارده می‌رسيم ، دوباره گجستگی روی می‌دهد. ايرانيان از دير زمان روز 13 را از خانه بيرون می‌رفتند كه بی شگونی اين روز را از خود دور بدارند. شايد يكی از دلايلی كه عدد 13 نزد ايرانيان نحس است و مردم برای فرار از اين نحسی ، روز سيزده بدر را در دامان طبيعت به سر می‌برند ، ترويج فرهنگ بد شگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است ".

 

دكتر كزازی در مورد كسانی كه سخت به نحوست اين روز اعتقاد دارند و از آن زيان می‌بينند ، می‌گويد: " اين زيان در گجستگی عدد 13 نيست ، بلكه در باوری است كه آنها به اين گجستگی دارند. باور به گجستگی آن نيروهای درونی و بيرونی با ور را با او همسو و همگرا و كانونی می‌كند و نيروها اثری بر پيرامون می‌گذارد ".

 

و اما پيشينه و انگيزه‌ی عدد سيزده هر چه كه باشد، در ايران هميشه رسم برآن بوده كه روز سيزده‌ی نوروز – سيزده‌ی فروردين – تمامی مردم از شهری و روستايی و از هر طبقه و دسته ، بايد از خا نه‌ها بيرون آمده و خود را به دشت و صحرا بسپارند. و ديگر اينكه جايز نيست – حتا برای زما نی كوتاه – به خانه‌های يكديگر وارد شده و صاحب خانه را گرفتار نحوست نمايند.

 

                                

 

چنانكه علامه عباسعلی كيوان ، در خاطرات هفتاد ساله‌اش از باور مردم شهر خود قزوين در اين باره در كتاب خود كيوان نامه می‌نويسد:

 

"روز سيزده بدر جايز نبود برای ديد و باز ديد ، به خانه‌ای رفت ، هم صاحبخا نه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه‌ی من آورده‌اند و هم رونده نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آن چه بلا در اين سال بيايد ، آن روز مقدر وتقسيم می‌شود. پس خوب است ما درشهر و خانه‌ی خود نباشيم ، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيافتيم."

 

بسياری از مراسمی كه در جشن سيزده در ايران برگزاز می‌شود ، معانی اساطيری و تمثيلی دارد. شادی و خنده به معنای فرو ريختن پليدی و انديشه‌های تيره ؛ مهربانی و روبوسی ، نماد آشتی و استحكام دوستی و پاكيزگی از دشمنی و عداوت ؛ به آب افكندن سبزه‌های هفت سين به آب رونده نماد فديه به ايزد بانوی آب (آناهيتا) ؛ خوردن غذا در دشت نماد فديه‌ی گوسفند بريان ؛ گره زدن سبزه برای باز شدن بخت ، تمثيلی از پيوند زن و مرد و ادامه‌ی نسل است.

 

از رسم‌های ديگر جشن سيزده بدر كه در گذشته بسيار معمول بوده ، شركت در مسابقات بُرد و باختی به ويژه اسب دوانی است كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشكسالی است.

 

از ديگر رسم‌های شوخی آميز روز سيزده كه مشخص نيست نخست از كجا آغاز شده ، دروغ روز سيزده است. چنان كه اروپاييان نيز روز اول آوريل كه به روز سيزده‌ی فروردين ما بسيار نزديك است ، (هر چهار سا ل يك بار سيزده‌ی فروردين و اول آوريل برابر می‌شوند) اين رسم را دارند. بطوريكه روز اول     آوريل سال  راديو فرانسه در اخبار ساعت هفت صبح اعلام نمود كه امروز برج ايفل خراب خواهد شد. با شنيدن اين خبر عده‌ی زيادی حيران و هيجان زده به محل برج رفتند و در آنجا با اعلاميه‌ی دروغ اول آوريل روبرو شدند.

 

اطلاعات بيشتر در مورد تاريخچه نوروز و دروغ اول آوريل را مي توانيد از اينجا دانلود كنيد .

 

لينك مرتبط :

دليل نحسی 13 فروردين : جشن پوريم، يا جشن ايرانی کشی

 

 

+ نوشته شده توسط سخائی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 4:26 |

 

به همراه دانلود دو تصنيف نوروزي از شجريان

 

نوروز و تشيع

 

با تبريک سال نو ، خدمت همه شما دوستان گرامی ، مطالبی در مورد تاریخچه نوروز و ارتباط آن با فرهنگ شیعی به طور خیلی خلاصه جمع آوری شده است (از منابع مختلف اینترنتی)   که حتما ارزش یکبار خوندن رو داره .شاید کمی تا قسمتی طولانی باشه ، ولی فکر کنم برای اکثر شما جالب باشه ، حداقل برای خودم که اینطور بوده . منتظر نظرات خوب شما هستم .

 

  نوروزتان مبارك

 

در تقویم ایران باستان هر 365 روز برابر یک سال می گفتند،و با گذشت هر 120 سال دو روز به مدت یک ماه جلوتر می آمد ، پس از ورود اسلام به ایران تقویم هجری-قمری که هر 355 روز یک سال کامل محسوب می شد ،رایج شد.اما بعد از 11 فروردین سال 1304 (شمسی ) در زمان "ملکشاه سلجوقی" تعدادی از دانشمندان آن عصر تقویمی را تنظیم کردند که تقویم جلالی ملکشاهی نام گرفت . در این تقویم  نوروز از ابتدای فصل بهار آغاز میشد و از آن زمان بود که این مراسم به جشن ملی ایرانیان تبدیل شد.نوروز در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آغاز می شد،همانگاه که خورشید وارد برج (حمل) می شود و شب و روز برابر می گردد و طبیعت دوره سرما را در پس می گذارد و موسمی معتدل شروع و زمین از خواب زمستانی بیدار می شود.

 

ابوریحان بیرونی در کتاب  «التفهیم لاوایل صناعه التنجیم»   در سبب نهادن نوروز می­نویسد : «نوروز چیست ؟ نخستین روز است از فروردین ماه، زین جهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است باز می­نویسد : «اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازید به گشتن

 

" در آغاز فروردين، آدم آفريده شد و آن روز فرخنده ای است برای خواسته ها و برآورده شدن آرزوها و آموختن دانش و زنا شويی و سفر و داد و ستد. در آن روز خجسته، بيماران بهبود می يابند و نوزادان به آسانی زاده می شوند و روزی ها فراوان می گردد. "

سخن بالا، مهر تأييد جعفر بن محمد صادق، ششمين امام شيعيان بر آيين نوروز است؛ آيينی که به خلاف عقيده رايج ، نه زاييده زرتشت است و نه آفريده آريايی ها. بلکه آيينی است سرزمينی تا همه اقوام و اديانی که پای در اين کهن ديار گذاشته اند ، بدان شادباش گويند؛ خواه آريايی، خواه زرتشت، خواه اسلام.

در واقع، آن چنان که عبدالحسين زرين کوب در کتاب تاريخ مردم ايران می گويد، وقتی اسلام به ايران آمد و دنيايی تازه را با خود آورد، " همه چيز در زمين و آسمان جا به جا شد اما همه چيز در پرتو نظمی ديگر که صبغه الهی و منشأ آسمانی داشت باز همچنان استوار پابرجا ماند: انگره مينو با نام تازه اش همچنان بار گناه تمام انسان ها را به گردن گرفت و اهورمزد با يک اسم ديگر خويش در اوج قله تنزيه و تقديس فايقی که داشت از اتهام هرگونه عارض و منازعی در ملک و قدرت لايزالی خود منزه ماند. "

نوروز نيز چنين سرنوشتی داشت و خيلی زود قدسيتی را که زرتشت بدان بخشيده بود در آيين محمد بازيافت. در دنيای تازه، ايران بخشی از خلافت بزرگ اسلامی بود که دريای مديترانه تا رود سند را دربرمی گرفت. گرچه ديگر مفهوم ايرانشهر از دست رفته بود و اين بسی دردناک بود اما محو مرزهای ايران و انيران مجالی پيش پای نوروز گذارد تا سوار بر توسن آيين تازه نفس، در اقصای دور پراکنده شود .

به گفته برتولد اشپولر، ايران شناس فقيد آلمانی، اعراب مسلمان به ويژه در زمان عمر ابن عبدالعزيز، خليفه اموی ، کوشش کردند تا جشن های نوروز و مهرگان را منسوخ کنند اما اين رسم چنان با عمق انديشه و احساس ايرانيان پيوند خورده بود که به زودی پيروزمندانه جايی برای خود باز کرد و با اوج گرفتن عباسيان در همه جا فراگير شد.

امامان شيعه از نوروز بسيار ياد کرده اند و درنکوداشت آن سخن ها گفته اند. از جمله می توان به اين روايت منتسب به موسی ابن جعفر، امام هفتم شيعيان اشاره کرد که گفته است: " نوروز ، نخستين روزی است که آفتاب بدميد و بادهای وزنده بوزيد و گل های روی زمين پديد آمد و هم جبرئيل بر پيامبر نازل شد و هم پيامبر علی را بر دوش خود گرفت تا بت ها را از خانه کعبه بينداخت. " ( محمد باقر مجلسی : السماء و العالم ، اين سخن با اندکی تغيير از قول امام ششم نيز نقل شده است.)

در اين راه، تشيع تا بدان جا پيش رفت که امام ششم، اعمال مذهبی خاصی را برای نوروز مقرر ساخت. اين تعاليم که در مفاتيح الجنان، معروف ترين کتاب ادعيه شيعيان آمده شامل غسل کردن ، پوشيدن جامه های پاکيزه ، خوشبو کردن بدن ، روزه گرفتن و به جای آوردن نماز مخصوص است.

بررسی سنديت احاديثی از اين دست نيازمند کنکاشی وسيع در متون دينی است، اما نفس وجود آن ها در منابع شيعه نشانگر استقبال تشيع از نوروز است. اين استقبال به قدری چشمگير بود که به تدريج تمايز ميان آيين باستانی نوروز و آيين شيعی نوروز را دشوار ساخت .

امروزه شايد مشکل بتوان باور کرد که چهارشنبه سوری رسمی شيعی است و نه باستانی . اما مرتضی هنری، پژوهشگر فرهنگ عامه در يکی از نوشته های خود تصريح می کند: " شکی نيست که اين آيين مربوط به پس از اسلام است. زيرا ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند و هر يک از دوازده ماهشان بی کم و بيش سی روز بود که هر روز به نام يکی از ايزدان خوانده می شد. مانند هرمزد روز ( روز اول ) ، بهمن روز ( روز دوم ) و ... "

                                

او می افزايد: " اگر چگونگی و اعتقادات اين جشن در بعضی مناطق از فرهنگ اسلامی رنگ پذيرفته است، به دليل دلبستگی عميق ايرانيان به اسلام و تشيع و بزرگداشت امامان است، زيرا در بعضی مناطق ايران مراسم چهارشنبه سوری در آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار می شود و موجب انجام جشن چهارشنبه سوری را قيام مختار ثقفی به خونخواهی حضرت حسين می دانند. "

در عين حال بارزترين نمود درآميختگی نوروز و تشيع را بايد در نوروزخوانی نواحی ايران پيدا کرد که رسمی کهن اما رو به زوال است. وجه مشترک همه اشعار نوروز خوانی رثای پيامبر و امامان در کنار توصيف بهار و طبيعت است و حضور باورهای شيعی در آنها چندان پررنگ است که گاه نوروزخوانی به روضه خوانی پهلو می زند.

برای مثال در نوروزخوانی های مازندران به اين ابيات برمی خوريم که:

بهار آمد درختان بار و ميوه
عروس قاسمت گرديده بيوه
بهار آمد درختان می خورن آب
سکينه از عطش گرديده سيراب

جهانگير نصر اشرفی که تعدادی از اين اشعار را در کتاب " خنياگران نوروزی " گردآورده ، پاره ای نوروزخوانی های کشورهای تاجيکستان و ترکمنستان را نيز ثبت کرده اما جالب است که اين نوروزخوانی ها يکسر به وصف بهار و طبيعت می پردازند و حتی ستايش خدا و پيامبر در آنها به چشم نمی آيد.

چنين می نمايد که با قدرت يابی صفويه در سده شانزدهم ميلادی ( دهم هجری ) و انتخاب تشيع به عنوان مذهب رسمی ايران، نوروز بيش از پيش صبغه شيعی پيدا کرد. به احتمال زياد دعای معروفی که در زمان تحويل سال نو خوانده می شود و به دگرگونی حال آدميان اشاره دارد از دوره صفويان وارد آيين نوروزشد؛ زيرا در کتاب های متقدم شيعه اشاره ای به اين دعا نشده است.

بر اساس پژوهش محمدعلی دادخواه درباره هفت سين، در عصر صفوی تغييراتی در هفت سين داده شد. در اين زمان سينی های هفت قل می ساختند و روی آنها هفت آيه از قرآن را که با " قل" آغاز می شد ، کنده کاری می کردند.

اين رسم اکنون منسوخ شده اما رفتن به آستانه امامان و امام زادگان هنگام تحويل سال همچنان تداول دارد، چندان که در نوروز ۱۳۸۵ جمعيتی بالغ بر چهار و نيم ميليون نفر آغازين روزهای سال را در کنار آستان امام هشتم شيعيان در مشهد سپری کردند و در بيشتر زيارتگاه های ايران حضور مردم هنگام تحويل سال فراتر از ظرفيت مکانی آنهاست.

در اين راه، شيعيان به عنوان اکثريت جامعه ايران کمابيش همان کاری را می کنند که زرتشتيان و کليميان و آسوريان و ارمنيان و مسلمانان اهل سنت. تفاوت تنها در اشکال نکوداشت نوروز است و نه محتوا و فلسفه وجودی آن، چرا که به گفته مرتضی هنری در کتاب " نوروزگان " اکولوژی ايران زمين در آيين های نوروزی و در تمامی اکوسيستم های فرهنگی ايرانيان بافته می شود و جلوه گاه تمام زيبايی ها برای مردم است. "

او می گويد: " درباره روزهای مهم برای هر ملت اختلاف نظرهای بسياری وجود دارد . بيشتر ما که روز تولد خودمان يادمان نيست، چطور می خواهيم مثلا بر سر روز تولد حضرت عيسی توافق کنيم. اما هيچ وقت دقت کرده ايم که در هيچ جا و در هيچ سند نشانه ای نداريم که در مورد نوروز اختلاف نظر داشته باشيم؟ "

 

دانلود دو تصنيف از شجريان :

بعنوان حسن ختام اين پست ؛ دو تصنيف زيبا با صداي خسرو آواز آيران را براي دانلود قرار دادم .

·         دانلود تصنيف پيام نسيم  ؛ غزل :حافظ ؛ تار : داريوش پيرنياكان ؛ ني : جمشيد عندليبي ؛ تنبم : مرتضي اعيان  

·         دانلود قطعه بوي باران با آهنگسازي حسن يوسف زماني و كلام فريدون مشيري در دستگاه چهار گاه

   

+ نوشته شده توسط سخائی در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 11:15 |
New Page 5

پیشنهاد این وبلاگ به دوستان

نام شما

ایمیل شما
نام دوست شما
ایمیل دوست شما