تبليغاتX
نوشته های شخصی غایت خلقت جهان پرورش انسانهائی است که در برابر شدائد ، بر هرچه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند سید شهیدان اهل قلم

گزارش بی بی سی از کنسرتهای تازه شجریان در لندن

محل برگزاری دو شب کنسرت شجريان (يکشنبه و دوشنبه نهم و دهم اردیبهشت) در سالن کادوگان در مرکز لندن بود. سالنی با ظرفيت حدود 900 نفر که هر دو شب تقريبا پر شده بود و البته شب اول شلوغ تر از شب دوم بود. یکی از کارکنان سالن می گفت در اين سالن معمولا کنسرت هایی برگزار می شود که فقط یک شب اجرا دارد و اين میزان فروش برای دو شب متوالی، فروش خیلی خوبی است.

بخش اول :

                    

بر روی صحنه، سکویی کوتاه قرار داده شده بود مزين به گلیم و فرش رنگارنگ ايرانی و نوازندگان ايرانی بر روی آن نشسته بودند: چهارزانو و متواضعانه.

عنوان برنامه "سخن سعدی" بود و بخش عمده اشعار را هم غزلیات سعدی تشکيل می داد. شجریان در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که مناسبت نامگذاری برنامه، سال سعدی است.

در کنسرت تازه شجريان، مجید درخشانی تار می زد، سعید فرج پوری کمانچه می نواخت، محمد فیروزی بربط می زد و همایون شجریان مثل همیشه تنبک می زد و پدر را در آوازخوانی همراهی می کرد.

قطعات بخش اول کنسرت در دستگاه ماهور نواخته شد. قطعه انتظار از مجيد درخشانی آغازگر برنامه بود. چند دقيقه ای همگی با هم نواختند و بعد، فرج پوری به تنهایی کمانچه زد و شجریان شروع کرد.

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمی بیند یا راه نمی داند
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

و باز صدای کمانچه فرج پوری و کمی هم همراهی بربط فیروزی و همنوازی تار و بربط:

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

قطعه بعدی "سرو چمان" از تصنیف های قدیمی محمدرضا شجریان بود که پدر و پسر با هم اجرا کردند.

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند...
دل به امید وصل تو همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی تو خدمت تن نمی‌کند

سرم پایین مشغول نوشتن بودم فکر می کردم شجریان می خواند سر که بلند می کردم می دیدم او ساکت نشسته و همایون است که می خواند. تشخيص صدای آنها از هم به مرور زمان سخت تر و سخت تر می شود:

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌ کند...
ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

در ادامه برنامه، غزل با مطلع "دیر آمدی ‌ای نگار سرمست- زودت ندهیم دامنت از دست" اجرا شد.

پدر که می خواند، همایون ساکت بود. برای مدتی نوای حزن آلود تار درخشانی به تنهایی در سالن طنين انداز بود. بعد همایون تنبک را نوازشی داد و شروع کرد با همراهی فيروزی و فرج پوری.

بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست...

تصنیف سخن عشق آخرین قسمت از بخش اول برنامه که باز هم پدر و پسر هر دو در کار آواز بودند:

سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندا

در فاصله دو بخش برنامه فرصتی شد تا با چند نفر از شرکت کنندگان درباره آن صحبت کنم. شرکت کنندگانی که لزوما متخصص و کارشناس موسیقی نیستند اما در هر حال نظر آنان، از مهمترین عوامل موثر در برگزاری کنسرت های موسیقی است. يک نکته جالب در شرکت کنندگان، سن آنها بود. تعداد زیادی جوان در میان آنها به چشم می خورد و حتی چند کودک از یکی دو ساله گرفته تا ده دوازده ساله.

نسیم، يک دختر جوان می گفت که از برنامه خیلی لذت برده اگرچه که صدای سالن کنسرت قبلی را بیشتر می پسندیده. اما می گفت که صدای همایون از قبل هم پخته تر شده است.

ایمان که دستی هم در کار موسیقی دارد، گفت که شجريان روز به روز بهتر می شود و هر بار بهتر از بار قبل می خواند.

مرد جوانی می گفت که در طول برگزاری برنامه، صدای کمانچه بلندتر از صدای تنبک بوده در حالی که باید تنبک قوی تر باشد. به اعتقاد او، سالن کادوگان بیشتر برای تئاتر مناسب است نه موسیقی.

يک آقای نسبتا جوان انگلیسی که درباره موسیقی در منطقه خاورمیانه تحقیق می کند می گفت این اولین بار است که صدای شجریان را می شنود و از کنسرت او بسیار لذت برده است.

بخش دوم :

                    

بخش دوم برنامه در دستگاه شور و مایه افشاری اجرا شد. در ابتدا قطعه ديدار از سعيد فرج پوری به اجرا درآمد و بعد هم آوازی بر روی همین قطعه با اين غزل سعدی که پدر خواند

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی...

و پسر در ادامه که:

چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی
چونکه به بخت ما رسد، این همه ناز می کنی...

تصنيف "عهد شکن" آخرین قسمت از بخش دوم و پایانی برنامه بود:

شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم ...
تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم

بیا بیا صنما کز سر پریشانی
نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم
به خنده گفت سعدی از این سخن بگریز
کجا روم که به زندان عشق دربندم

بخش آخر اين غزل را هر پنج نفر با هم خواندند: کجا روم کجا روم کجا روم که به زندان عشق دربندم. همگی با هم خواندند و رفتند اما با اصرار جمعيت برگشتند که بیشترشان، "مرغ سحر" را طلب می کردند اما شجريان گفت: اجازه بديد يک آهنگ تازه اجرا کنيم که تا حالا نشنيدين: آهنگ "ساقيا" از سعید فرج پوری با شعری از مولانا.

"ساقيا" ريتمی شاد داشت و مردم بيش از این طاقت نياوردند و همراه با آن شروع کردند به دست زدن اما خيلی زود به خود آمدند که اين کنسرت جای دست زدن نيست.

من از کجا، پند از کجا، باده بگردان ساقيا
آن جام جان افزای را بر ريز بر جان ساقیا
بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان
دور از لب بيگانگان پیش آر پنهان ساقيا...
اول بگیر آن جام می بر کفه آن پیر نه
چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا...
برخيز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود پیش آی خندان ساقیا

در طول برگزاری کنسرت، توازن ريتم ها و تنوع حال و هوای موسيقی ها اعم از قطعات حزن انگيز و قطعات شاد از تعادل فوق العاده ای برخوردار بود. زمان هر کدام نه آنقدر کوتاه بود که شنونده و مخاطب معمولی سيراب نشود و نه آنقدر بلند بود که حوصله او سر برود.

شجريان حدود يک سال و نیم قبل هم در لندن دو شب کنسرت داشت. دو سال پيش از آن نیز آثاری از موسیقی سنتی ايرانی را در اين شهر اجرا کرده بود. در آن کنسرت ها، علاوه بر همايون شجريان، حسین علیزاده و کیهان کلهر او را همراهی می کردند.

شجریان و همراهانش در ادامه تور جاری اروپایی خود جمعه اين هفته در سوئد برنامه خواهند داشت.

درباره هنرمندان :

مجید درخشانی، نوازنده تار، پيشتر سالها در آلمان زندگی می کرده و کار مشترک او با شجريان آلبوم "در خیال" است که توسط انتشارات سروش منتشر شده است.

سعید فرج پوری، کمانچه نواز و محمد فیروزی، بربط نواز، از نوازندگان گروه عارف بودند که در آلبوم "دستان" با شجریان همکاری کرده اند. اين همکاری با تشکیل گروه "آوا" توسط شجریان، ادامه یافت که از جمله آثار این گروه می توان به آلبوم های "آسمان عشق" و "رسوای دل" اشاره کرد. آلبوم "شب وصل" حاصل همکاری دیگر فرج پوری و شجریان بود که تار داریوش طلایی نیز آن را همراهی می کرد.

 لازم به ذکر است که دور دوم کنسرت شجریان در روزهای 27 و 28 اردیبهشت برگزار شد.

+ نوشته شده توسط سخائی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:50 |

فیلمی که در آن یک گلوله بیشتر شلیک نمی‌شود؛

 نگاهی به مستند "دل‌واره" امید نجوان

 

مستند "دل‌واره" نحوه شکل‌گیری یکی از فیلم‌های تأثیرگذار سینمای ایران را محور قرار می‌دهد و در این کنکاش کاراکتر فیلمساز را از زوایایی پنهان برجسته می‌کند.

 

مستند "دل واره" پتانسیل بالقوه خود را از فیلم بیادماندنی "آژانس شیشه ای" می گیرد و در این میان می کوشد مباحثی را در مورد شکل گیری فیلم مطرح کند که شاید کمتر از پس نقدها و گفتگوهای روتین برجسته شده است. در این میان کاراکتر ابراهیم حاتمی کیا و اعتراض خاموش او که در فیلم هایش بدل به کنش های نمادین قهرمان می شود، مورد توجه قرار می گیرد.

 

با توجه به نکته اشاره شده دیالوگ های خاطره انگیزه "آژانس شیشه ای" بدل به ترجیع بند شاعرانه فیلم می شوند و به نوعی ساختار اثر متکی است بر تلفیق این دیالوگ ها با حرف های فیلمساز و بازیگران. نوعی بازتاب حرف های قدیم در آدم هایی که از دیروز خود و فیلم می گویند. فیلم با دیالوگ "یکی بود یکی نبود ..." حاج کاظم و داستانی که برای گروگان های نمایشی خود تعریف می کند، آغاز می شود و به تبع آن فیلم هم روایت خود از نحوه شکل گیری "آژانس" را شروع می کند. کلمات روی کاغذ نوشته می شوند و دستی که شخصیت را معرفی می کند. نوعی معرفی غیرمستقیم و تکیه بر کاراکتر حرفه ای ابراهیم حاتمی کیا.

                                

فیلم سعی می کند ابتدا معرفی دقیقی از حاتمی کیا سال 74-75 ارائه دهد و اینکه هنگام ساخت اثر چه حس و حالی داشته است. نوعی حرکت از مولف به سوی اثر که این بازشناسایی را از گذر 10 سال می تواند واجد امتیاز کند. موقعیتی که حاتمی کیا از خود در آن سال ارائه می دهد، قرابت عجیبی با پا در هوایی و به انتها رسیدگی حاج کاظم دارد (در کورانی که دستم به هیچ جا بند نبود ...) وقتی حاج کاظم خطاب به گروگان ها می گوید "شاهرگ این غیرت داره خشک می شه" این کلام و دیالوگ های دیگر حاج کاظم به نوعی برخاسته از کاراکتر خود فیلمساز است. انگار اوست که خطاب به مخاطبان خود می گوید "من برای صبرتون یه یا علی می خوام".

حاتمی کیا با شرح بهترین وضعیت هنری برای فیلمساز که با سوژه و قهرمان همذات باشد، به نوعی خود و حاج کاظم را در امتداد هم قرار می دهد و "آژانس شیشه ای" را محصول این دوران می داند. ساختار فیلم به گونه ای طراحی شده که بخش های ساده ای از میان حرف های کارگردان و بازیگران که به فضاسازی کمک می کرده بازسازی شود. مثلاً وقتی حاتمی کیا موقعیت آن زمان خود را تشریح می کند که مسافرکشی هم کرده، حاتمی کیا زمان حال سوار ماشینش حرکت می کند و مسافران مسیرهای مختلفی را می گویند یا هنگامی که حبیب رضایی از اولین همراهی خود با پرویز پرستویی می گوید که 20 دقیقه طلایی و فوق العاده را در پراید او با هم حرف زده اند و هنوز در حال دادن ذکات آن 20 دقیقه است، پرستویی را سوار بر پرایدش می بینیم که در حال حرکت در خیابان هاست.

در مستند "دل واره" کارگردان با ثبات بخشیدن به کاراکتر حاتمی کیا در مکان ثابت خود و پشت میز، به نوعی جایگاه تثبیت شده او را برجسته می کند. اما پرستویی و حاج کاظم فیلم را به حرکت وامی دارد. همین سیال بودن است که حاج کاظم کنشمند را همچنان از پس گذر 10 سال ملموس می کند، اهمیت دیدن پرستویی در یافتن چنین کدهای کوچک شخصیتی است. حرکت او جستجویی هدفمند است که در انتها با رسیدن به لوکیشن سابق آژانس هواپیمایی که تبدیل به بانک شده، آرام می گیرد و اثر به نقطه ثبات پایانی می رسد.

فیلم جز پرداختن به حرف های تازه تری از ابراهیم حاتمی کیا، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، حبیب رضایی و بیتا بادران، به بخش هایی از پشت صحنه فیلم که کمتر دیده شده، بخش های کوتاه شده فیلم از 118 دقیقه به 100 دقیقه و ... می پردازد. یکی از  مقاطع جذاب فیلم را باید مقایسه تطبیقی "آژانس شیشه ای" با فیلم "بعد از ظهر سگی" سیدنی لومت عنوان کرد. فیلم با قرار دادن صحنه های مشابه، می کوشد با اضافه کردن نقطه نظرات حاتمی کیا این بررسی تطبیقی را واجد ارزش هایی فراتر از ذهن منتقدان کند. هنگامی که حاتمی کیا عنوان می کند "بعد از ظهر سگی" را قبلاً یکبار دیده و با همه علاقه ای که به اثر لومت دارد "آژانس شیشه ای" را اثری قویتر می داند، این انتقاد فقط از طرف سازنده اثر مطرح نیست، بلکه نظر او را به عنوان یک کارشناس و معترف به مشترکات دو فیلم برجسته می کند.

پرداخت مقاطع پشت صحنه در فیلم های مستند معمولاً از ساختاری مشابه برخوردار است که صحنه های اصلی و پشت صحنه را کنار هم قرار می دهند تا از این وجه اتمسفری جدید وارد اثر شود. ولی مستند "دل واره" در این وجه می تواند چیزی فراتر از پشت صحنه صرف در اختیار مخاطب قرار دهد. نفس انتخاب صحنه ای که از میان کلیت سکانس های فیلم به پشت صحنه آن پرداخته می شود، اولین قدم در ایجاد این اتمسفر است. سکانسی که پشت صحنه اش در این مستند برجسته می شود، سکانس شهادتین گفتن حاج کاظم است. هنگامی که پرستویی جملات تاریخی خود را ادا می کند چیزی که در فیلم پشت صحنه برجسته می شود، حال و هوای عوامل پشت صحنه بخصوص حاتمی کیا در این لحظات حساس است.

فیلم در دل ساختار روایی خود می کوشد فضای حسی فیلم را علاوه بر ویژگی های ذاتی فیلم "آژانس شیشه ای" از پرداخت بطئی طنز هم بگیرد که با توجه به جنس مستندهای پشت صحنه فیلم های بزرگ، نوعی ریسک است. ولی در جای مناسب کارکرد خوبی پیدا می کند. مثلاً جایی که پرستویی در حال رانندگی تأکید می کند (هنرمند هیچوقت خلاف نمی کند) و در همین لحظه وارد کوچه با تابلو عبور ممنوع می شود. چنین لحظاتی در حرف های کیانیان هم وجود دارد، هنگامی که درباره مرگ عباس در آغوش حاج کاظم می گوید که رضایی را با حس تلقین قرص مسکن آرام کرده است

پرداختن به کاراکتر و شخصیت حاتمی کیا ورای آثارش از نکاتی است که مستند "دل واره" به آن می پردازد. فیلمسازی که کمتر از خودش و دلمشغولی هایش حرف می زند، این بار از دغدغه های دوران کودکی خود می گوید که بازتابی مستقیم در "آژانس شیشه ای" دارد: یکی علاقه به دنبال کردن سفر ماجراجویانه قایق کاغذی در مسیر جریان آب و دیگری دوچرخه سواری بدون پا زدن از بالای شهر تا پائین شهر. هیجان، تعلیق و برخورد با اتفاقات غیرقابل پیش بینی از ویژگی های این دو سرگرمی دوران کودکی او بوده و مهمتر از همه اینکه (  "آژانس شیشه ای" برای من چنین روندی داشت.)

وقتی به کاراکتر برجسته شده حاتمی کیا به عنوان هنرمند و صاحب اثر می رسیم، تصویر کلیدی ذهن او از فیلم هنگامی که هنوز خبری از ساخت فیلمی به این نام نبود، اهمیت پیدا می کند)این فریم در ذهنم بود که فیلمی بسازم درباره نسل جنگ که در آن یک گلوله بیشتر شلیک نمی شود(. فریمی که تبدیل شد به یکی از ماندگارترین آثار سینمای دفاع مقدس ایران

یک فریم، یک جرقه، گلوله ای که شلیک می شود و پوکه ای که آوای سقوطش روی سنگفرش آژانس هواپیمایی هنوز هم بلندتر از همه فریادها و اعتراض هاست.

+ نوشته شده توسط سخائی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:46 |

هشدار شدید جمهوری اسلامی به احمدی‌نژاد

 

روزنامه «جمهوری اسلامی» در سرمقاله شماره روز چهارشنبه خود نسبت به خروج دولت نهم و شخص رییس‌جمهوری از «مسیر تعادل» هشدار داد و اعلام کرد که تداوم این وضعیت، «كشور را به‌سوی یك فاجعه به پیش می‌برد؛ فاجعه‌ای كه با هیچ وسیله‌ای قابل ‌كنترل نخواهد بود». 

 

این روزنامه در سرمقاله خود توضیح داده: حوادث پیاپی در یكماه و نیم اخیر كه همگی حكایت از تصمیم گیری های غیرمتعادل دارند متاسفانه بوی آزاردهنده «افراط» و فاصله گرفتن از «تعادل» را به مشام‌ها می‌رسانند. ماجرائی كه فاصله گرفتن از تعادل و تسلیم «افراط» شدن را به اوج رساند، تصمیم شتاب‌زده رئیس جمهور درباره مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره بیمه ایران بود. قبل از آن نوع برخورد با نظامیان نیروی دریائی انگلیس كه به آب‌های سرزمینی كشورمان تجاوز كرده بودند یك اخطار در همین زمینه بود كه جدی گرفته نشد. ماجرای بخشیدن یك بخش از استان فارس به یك شهر و بلوائی كه بر سر آن در جریان سفر رئیس جمهور به آن استان برپا شد و همه ما آنرا به حساب یك غفلت گذاشتیم و از كنارش با سكوت گذشتیم نیز مورد دیگر بود و فقره اخیر نیز نوع اظهارنظر رئیس جمهور درباره برقراری رابطه با مصر است كه در مصاحبه ایشان در ابوظبی بیان شد

 

سرمقاله «جمهوری اسلامی» تاکید دارد: این تعداد اشتباه از یك رئیس جمهور در مدتی كمتر از یكماه‌ونیم (از 14 فروردین تا 24 اردیبهشت 86 ) آن‌هم در مسائل مهمی كه بعضی از آنها به سیاست خارجی و بعضی دیگر به مدیریت كشور و آبروی اشخاص و اعتبار نهادها و بنیه اقتصادی كشور مربوط می شود، بسیار زیاد است . به نظر می‌رسد سكوت درباره این امور جایز نیست و به معنای ترجیح دادن منافع جزئی بر مصالح كلی نظام و كشور و ملت است

 

در ادامه این مطلب آمده‌است: می‌توان به سبك روزنامه‌های وابسته به دولت و رسانه‌ملی برای هر یك از این تصمیمات هورا كشید و كف زد و تفسیر و تحلیل و سرمقاله منتشر كرد و البته بعد از دو سه روزی با كمال شرمندگی یكباره سكوت فرمود و یا آن تعریف و تمجیدها را پس گرفت. اما این‌ها زیبنده رسانه‌های یك كشور اسلامی و انقلابی نیست معلوم است كه از باب « حب الشیئی یعمی و یصم» یا براساس «منافع و مصالح جناحی» و یا به‌صورت «دستوری» می‌توان مرتكب چنین روش‌هائی شد ولی اصحاب چنین رسانه‌هائی قطعا نمی‌توانند به این سئوال پاسخ بدهند كه امكانات و اموال بیت المال را آیا می‌توان اینگونه در خدمت تمایلات قرار داد؟ 

 

در ادامه این مطلب،  به انتقاد از عملکرد دولت در هریک از این موارد پرداخته شده ؛

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سخائی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:44 |

عزيزاله حميدنژاد در گفت‌وگو با فارس خبر داد؛

 

حمايت از «ذوالقرنين» عليه 300

 

عزيزاله حميدنژاد از حمايت كميسيون فرهنگي مجلس در زمينه ساخت فيلم «ذوالقرنين» عليه فيلم موهن و ضدايراني 300 خبر داد.

 

عزيزالله حميدنژاد كارگردان سينما درباره آخرين وضعيت پروژه ذوالقرنين به خبرنگار سينمايي فارس گفت: جلساتي با سيما فيلم داشتيم و درباره اين پروژه به تبادل نظر پرداختيم، ضمن اينكه قرار است با معاونت سينمايي بزودي جلسه‌اي در اين باب داشته باشيم.

 

به گفته حميد نژاد،‌ دوتن از اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس (محمدرضا ميرتاج‌الديني و اميررضا خادم) نيز حمايت خود را از ساخت اين پروژه عظيم كه به تاريخ ايران باستان و شخصيت كوروش مي‌پردازد، اعلام داشته است.

 

بر اساس اين گزارش، تحقيقات پروژه «ذوالقرنين» نزديك به دو سال است كه توسط عزيزاله حميدنژاد در حال انجام است.

 

حميدنژاد در اين زمينه به فارس مي‌گويد: بيش از 7 مفسر شيعي قرآن از جمله آيت‌الله علامه‌طباطبايي صاحب تفسيرالميزان، آيت‌الله مكارم شيرازي صاحب تفسير نمونه و همچنين علامه ابوالكلام آزاد يكي از مفسرين قرآن در هند و‌ از دوستان گاندي، با توجه به تطبيق آيات قرآن كريم با تورات بر اين نظر هستند كه منظور از ذوالقرنين، همان كوروش كبير بوده است.

 

اين پروژه قرار است با توجه به ساخت فيلم موهن 300 و توهين هاليوود به فرهنگ و ريشه‌هاي تاريخي مذهبي ايران ساخته شود.

 

+ نوشته شده توسط سخائی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:37 |

دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام خواستار شد:

 

 تلاش دولت برای الحاق باکو و نخجوان به ایران

 

«محمدمهدی عبدخدایی» دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام با توصیه اکید به دولت برای اقدام عاجل و قاطع به منظور دفاع از حقوق ایران در دریای خزر اظهار داشت: چیزی به نام دریای خزر وجود ندارد. تنها یک دریاچه مازندران وجود دارد که آن هم طبق قراردادهای تاریخی، متعلق به ایران است.

 

وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب تصریح کرد: امروز حتی موجودیت و استقلال کشورهای حاشیه دریاچه مازندران که به موجب قرارداد ترکمانچای از خاک کشور ما به زور جدا شده‌‌اند، محل سوال است و باید راهکاری اندیشیده شود تا این مناطق به خاک ایران بازگردانده شوند.

 

عبدخدایی در این زمینه پیشنهاد داد تا دولت ایران تیمی گسترده از کارشناسان حوزه‌های مختلف را برای بررسی نحوه اقامه دعوی در این خصوص تشکیل دهد تا ایران بتواند برای باز پس گرفتن حقوقش در مجامع جهانی اقامه دعوی کند.

 

دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام تصریح کرد: طبق مفاد قرارداد ترکمانچای، مناطقی که از خاک ایران جدا شده‌ بودند باید 99 سال در اختیار دولت روسیه باقی می‌ماندند. بنابراین، اکنون که این مدت به پایان رسیده، دولت ایران باید راهکاری بیندیشد و از تمام توان خود برای بازگرداندن این مناطق به خاک ایران استفاده کند تا بدین ترتیب حق و حقوق ما در دریای خزر هم تامین شود.

 

وی ادامه داد: اکنون که کشور ما قدرت برتر منطقه‌ای محسوب می‌شود و کشورهای همسایه قدرت مقابله با ما را ندارند، دولت باید برای احقاق حقوق ملت ایران در دریاچه مازندران اقدام کند.

 

عبدخدایی تاکید کرد: دریاچه مازندران یک دریاچه است که طبق قوانین بین‌المللی برای تعیین رژیم حقوق آن باید «خط‌القعر» آن در نظر گرفته شود و این گونه هم ایران از این دریا تامین می‌شود.

 

دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام خاطرنشان کرد: طبق معاهده ترکمانچای، مناطقی مانند نخجوان، باکو و ... پس از 99 سال متعلق به خاک ایران هستند و اکنون که این مدت به پایان رسیده این مناطق باید به خاک ایران بازگردند.

+ نوشته شده توسط سخائی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:35 |

ادغام مایکروسافت و یاهو ، شایعه یا واقعیت

 

این روزها اخباری از مذاکرات مایکروسافت و یاهو برای ادغام و حتی خرید یاهو به وسیه مایکروسافت ، به گوش می‌رسد ، یک سال پیش هم چنین اخباری منتشر شده بود ولی آن اخبار از حد شایعه فراتر نرفتند.

 

وال استریت ژورنال ، در مقاله‌ای این موضوع را بیشتر از لحاظ تأثیر این همکاری ، در بازار آگهی‌های آنلاین تحلیل کرده است. در حال حاضر هم مایکروسافت و هم یاهو ، سیستم آگهی خاص خود را دارند که البته به هیچ عنوان نتوانسته‌اند حریف گوگل از این لحاظ شود.

 

همه این شایعات بعد از خرید «دابل کلیک» به وسیله گوگل شروع شدند.

 

                    

 

نگاه مختصری به دو جدول که در وال استریت ژورنال منتشر شده است ، بسیار جالب است و ممکن است برای شما از این شایعه اخیر، ارزش خبری بیشتری داشته باشد:

 

 

مایکروسافت
 

یاهو
 

گوگل
 

ارزش

$296 میلیارد

$38 میلیارد

$147 میلیارد

کارمندان

76,500

11,700

12,200

عایدی سال مالی 2006

$44.28 میلیارد

$6.4